پس از اين زاري مكن ، هوس ياري مكن ، تو اي ناكام ، دل ديوانه ...
- ديدي؟! حالا باز هم حرف گوش نكن !
- اين بار استثنائا ً حق با تو بود.
- اي آدميزاد، هر چه بر سرت بياد رواست !
- خداوند عشق رو در دل ما قرار داد تا به وسيله ي عشق به سمتش كشيده بشيم و در ضمن بتونيم بين خودمون با صلح زندگي كنيم. براي هر كس همسري آفريد ، از جنس خودش ...
- " ... تا در بر ِ او به آرامش برسد . " بله. من اين حرف ها رو از بر هستم. مشكل بر سر وجود عشق نيست. ولي پسر جان ، عشق يك تيغه كه هر دو دمش هم مي بره.
هيچ مي توني تصور كني با همين واژه ي عشق چند نفر رو از آغاز دنيا از كار و زندگي انداختم؟ آدم هاي احمقي كه به خيال خودشون در عشق غرق شده بودند ولي فقط خدا مي دونه در چه حماقتي غلت مي زدند.
اين چه عشق ايست كه شب و روز- بدون در نظر گرفتن صلاح خود – در حال فراهم كردن راحت ِ معشوق يا در گريه و زاري و اندوه ِ فراقش هستيد؟
- حرف شما درست . ولي روي پيشوني افراد ننوشته : " من هموني هستم كه مي توني عاشقش باشي و خوشبخت ! "
- من كه راهش رو بهت ياد دادم !
- مي ترسم تجربه اش كنم ، آخه حرف توست ! البته تا وقتي كه به اين حرفت عمل مي كردم مشكلي نداشتم. ولي خوب معشوقي هم نبود.
- اگر قصد گمراه كردنت رو داشتم ، اين قدر به صراحت باهات صحبت نمي كردم. پيشتر هم گفتم ، بعشي از فرزندان آدم براي من با ديگران فرق دارند و تو يكي از اون هايي.
اما اين موضوع كه وقتي طبق دستور عمل من رفتار مي كني معشوقي در كار نيست ، از بدبختي شما آدم هاست.
چنان زيبا تخم شك در دل هم كاشتيد و رويانديد كه من هيچ ، خدا هم متعجب كرديد!
براي همين اين راه كار رو بهت پيشنهاد كردم . كه گرفتار حماقت نشي؛ متضرر نشي. يك توصيه بود ، خواه پند گير ، خواه ملال .
- اعتراف مي كنم كه حق با توست. با راه كار تو ضرر نخواهم كرد. و همين طور سودي.
- من سودش رو هم تضمين مي كنم. قول مي دم وقتي دم آخر سراغت اومدم به سودش هم اعتراف مي كني و ازم تشكر خواهي كرد. فقط يادت باشه اين راه براي خواصه. از انتقالش به نا اهل پرهيز كن.
