" در نمی گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرم آن کز نازنیم بخت برخوردار داشت " !
کمال را از آسمان شب و ستاره ها بیاموز. آسمان شب با ستاره هایش زیباست و ستاره ها فقط در آسمان شب زیبایند.
به روایت نیمه ی دومم ، سهراب :
کمال را از آسمان بیاموز. چون ستاره در آسمان زیباست. اما آسمان شب بدون ستاره هایش نیز زیباست.
چشمم به یادداشت های شب شعری افتاد که قبلا با سهراب می رفتیم. یک متن از سهراب پیدا کردم. مثل چشمام برام عزیزه.
" زمان را می دیدم / و بی هیچ نشانی از کودکی / همه را پشت سر می گذاشتم / به دنبال گم شده ای / سال ها از او بی خبر.
امیدی بود شاید / اگر پنجره ای باز می شد / و آنگاه می گفتم / اکنون قلبم در شرایطی نیست / که گواه عشق را دور کند / و لاف از دوستی بزند / این همان عشقی است که تازیانه هایش قلبم را به ستوه آورد .
آدمی از کلمه ی عشق چیزی نمی داند / مثل کودکان عشق را زود گذر درک می کند. / حتی از پرندگانی که بر سر شاخه ها آواز می خوانند و می گویند / بی خبر است . / او از هر جنبنده ای بی خبر است. / آدمی همیشه عادت دارد سرنوشت را دست به سر کند / و در گوشه ای به امید روزهای بهتر می نشیند./ روزها در گذرند/ و ما در همان نقطه ی اول ساکنیم ./ این سرنوشت بشری است که خود را اشرف مخلوقات می داند. "
