سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم / حافظ
مرد اسلحه را روی سر زن گذاشت و ضامنش را آزاد کرد .
زن : تو منو نمی کشی . جرأتش رو نداری . اصلا آدم این کار نیستی .
مرد : تنها یک چیز ممکنه منو سست کنه. اونم اینه که دوست دارم ببینی که بالاخره کشتمت.
