با نام اهورا مزدا
هزاران سال است که جشن نوروزدر ایران برگذار می شود.
این جشن همزمان با آغاز بهار برگذار شده و ریشه در اعتقادات و آیین زردشت دارد و به همین سبب بزرگترین جشن ایران باستان به شمار می رفته.
بنا بر باور ایرانیان باستان، با آغاز سال جدید، روح های پاک گذشتگان( فروهر ها ) بر روی زمین حاضر می شدند تا بدی ها را از خویشان خود دور سازند.
هنوز هم این جشن در ایران برگذار می شود، ولی سؤال اینجاست که با همان باورها و اعتقادات همراه است ؟ چند درصد از ایرانیان نوروز را صرفاً برای تقلید از پیشینیان جشن می گیرند؟ جمله ی « عید نوروز برای بچه هاست » ریشه در کجا دارد؟ آیا جشن نوروز هم ریشه در خرافات پیشینیان دارد؟
شاید امروز باور فرود روح های پاک بر روی زمین، از پیش رد شده باشد. و یا اعتقاد بر دین زردشت مثل گذشته وجود نداشته باشد.
با این همه باز هم نوروز استثنایی است؛ تبدیل مرگ به زندگی در هر زمان و از هر نوع مقدس است؛ رنگ سبز برگ درختان بهاری زیباترین رنگ هاست ؛ و جشن نوروز شایسته ترین جشن ها.
باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را،
جشن می گیرد
و بهار ،
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است.
همه ی چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه ، یک پارچه آواز شده است.
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده است.
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست؟
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
با سرو سینه ی گل های سپید،
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با تاک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد.
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را باور کن
فریدون مشیری
